خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





سفرنامه ی مردم شناسی بافق - کوشک

    29/ 11/ 1379 کوشک

    امروز بعد از ظهر عازم کوشک شدیم که تا بافق حدود 6 کیلومتر فاصله دارد درجاده­ی بهاباد است برای رفتن بدانجا از مناطق معدن خیز متعددی عبور کردیم معادنی که بیشتر  روی و سرب است . راننده تپه هایی را به ما نشان داد که از رسوبات سرب بعد از استخراج و شستشو دادن به وجود آمده بود. کوشک نیز روستای پر درخت و در نوع خود آبادی به نظر می آمد یک چشمه ی کوچک داشت که می گفتند پنج اینچ آب دارد از رواج این اصطلاح شهری تعجب کردم بعد فهمیدم که چرا این واژه را به کار می برند درجستجوی پاسخ گویی بودم که پیرمردی را دیدم با تله ی مخصوص حیوانات مشغول انجام کاری است   چاله ی کم عمقی به شکل و هیأت تله کنده بود  روی دهانه ی این چاله پارچه ای کشیده و با نوارهای چندی پارچه را به تله بسته بود به تماشای ادامه ی کارش پرداختم در محل گیره ی تله شکافی ایجاد کرده و قلاب را داخل آن قرار داد و تله را داخل چاله گذاشت پرسیدم عملکرد این پارچه چیست گفت باید حتماً دهانه ی تله را با پارچه بپوشانیم و گرنه حیوان پا را از داخل حلقه ی تله روی زمین می گذارد و تله کار نمی کند اما وقتی پارچه باشد پا را که روی پارچه گذاشت پارچه پایین رفته به اهرم فشار می آورد و آن را آزاد می کند و حیوان را به دام می اندازد . پیرمرد را رها نکردم و در زمینه ی مسایل دیگر اطلاعاتی از او گرفتم هم او بود که از نظام آبیاری و واحد سنجش زمان صحبت کرد  همه ی زمین های کوشک تبدیل به باغستان شده و زیر درخت ها جا به جا کشت و کار هم می شود بیشتر درخت بادام و پسته و سیب است کشت پسته را به تازگی شروع کرده اند و تجربه ی زیادی از بابت آن ندارند آب قنات را به استخر می بندند استخر که پر شد آب آن را به باغ ها می بندند پیرمرد ساخت و سازهای اولیه ی روستا را به من نشان داد که مصالح آن آجر و سنگ و تیر چوبی بود می گفت زمان "فارس دزدی " مردم در این جا زندگی می کردند و برجی که بقایای آن موجود بود برای نگهبانی ساخته بودند. منظورش از دوره ی فارس دزی زمان پیش از پهلوی بود که عشایر فارس برای دزدی وچپاول به این روستاهای بی پناه یورش می آوردند . از پدیده ی دیگری که حاصل تکنولوژی جدید در ذخیره ی آب قنات است نیز صحبت کرد گفت در زمستان جلوی قنات را بسته و آب  قنات را در داخل آن ذخیره می کنند مرا به پایابی هدایت کرد همان طور که از پله های آجری پایاب پایین می رفتیم و با او صحبت می کردم یک مشت پشه ی معلق درفضای پایاب وارد دهانم شدند و بی اختیار آن ها را قورت دادم این قدر پشه ما را خورد یک بار هم ما پشه را خوردیم در دیواره ی پایاب دو شیر در دو ارتفاع متفاوت کار گذاشه بودند یکی با قطر پنج اینچ و دیگری سه اینچ در زمستان که به آب کمی احتیاج دارند شیر سه اینچ و در پایان زمستان پنج اینچ را باز می کنند آب در طول زمستان ذخیره شده به حجم آن نیز افزوده می شود به طوری که طول مدت پرشدن استخر را به نصف کاهش می دهد به همین دلیل واحد سنجش حجم آب در این جا اینچ شده است  البته واحد زمان در این روستا هم مثل همه ی روستاهای بافق تاق است مالکین هر تاق که گاه به چندین نفر می رسند آب را اول به استخر می بندند تا به نشانه ی مخصوص یک تاق برسد بعد مالکین تاق بعدی آب را تحویل گرفته به استخر دیگری می بندند در  فاصله ی پرشدن  استخر دوم  سهامداران گروه اول با آب استخر باغ های خود را آبیاری می کنند و به همین ترتیب استخر ها پر و خالی می شود   با همین پنج اینچ آب این روستاییان غیرتمند پهنه ی وسیعی از بیابان های روستایشان را گلستان کرده بودند درختانی که در این فصل زمستان هم شاداب به نظر می آمدند و لحظات بیداری از خواب زمستانی را انتظار می کشیدند وچشمانشان در حال شکفتن بود


    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : اینچ ,استخر ,پارچه ,زمستان ,قنات ,بندند ,واحد سنجش ,
    سفرنامه ی مردم شناسی بافق - کوشک

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده